X
تبلیغات
< تقدیم به یک دوست

[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 13:10 ] [ آزاده ]

[ ]

سلام ابجی نازنین


لطفا با من تماس بگیر...


خواستم بخاطر مریضیم ازت حلالیت بگیرم ممنون میشم

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 9:12 ] [ آزاده ]

[ ]

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم



وقتی محبت کردم و تنها شدم،



وقتی دوست داشتم و تنها ماندم...



باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 5:41 ] [ آزاده ]

[ ]

انـقـدر نگـوییـد تـلـخ مـی نویـسی......

مـن هـــم میـدانم.........

مـن از خـودم مـیگـــویم.......

از زمــستان درونم کــــه بــهاری ندارد.......

              تـلخـی کـلماتم را به روح خســته ام ببخشیـــــد.......

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 5:38 ] [ آزاده ]

[ ]

نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید ...

دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که

راهشان را گـــــم می کنند ؛

نـــــــه میتوانی خبری دهی

و نــــــــه خبری بگیری . . .

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 5:34 ] [ آزاده ]

[ ]

ببـــیــــــن
این اسمش دلــــــه !
اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی
اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه …
میشد مغــــــــز !
دلـــــه ..
نمی فهمــــــه … !
خواستم اطلاع بدم.. . .

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 5:33 ] [ آزاده ]

[ ]

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 5:32 ] [ آزاده ]

[ ]

بهونه که می گیره

نق که میزنه

بی حوصله که میشه

یعنی دل تنگه

قهر که می کنه

لوس که میشه

یعنی کم دارتت

به همین سادگی!!!

زیاد پیچیده نیست

فهمیدنِ حالِ زنی که عاشق شده....

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 5:31 ] [ آزاده ]

[ ]

سلام نازنين خوبي عزيزم حتما ميدوني كه من كي هستم


يه سر به وب من بزن يه رمز برام بگو اونو تو وبت بزارم وبت


الان دست منه دست نخورده و اماده برا تقديم به حضورت


قربانتَ

[ شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ] [ 5:22 ] [ آزاده ]

[ ]

سلام نازنین

سفرت بخیر عزیزم.منم همیشه عکساتو نگاه میکنم و اشک میریزم و میبوسمت

نازنین من هیچوقت از پیشت نرفتم و نمیرم

توهمیشه تو قلب من میمونی تا ابد اگه گوشیتم روشن کنی برات زنگ میزنم

دلمم برات خیلی تنگه اینروزا خیلی احتیاج داشتم باهات حرف بزنم ولی نبودی

انشالله خوشبخت بشی و عاقبت بخیر عزیزم

[ پنجشنبه نهم آبان 1392 ] [ 18:32 ] [ آزاده ]

[ ]

به زندگی فکر کن !
ولی برای زندگی غصه نخور ,
دیدن ,حقیقت است ,
ولی درست دیدن فضیلت
ادب خرجی ندارد
ولی همه چیز را میخرد.
زندگی معلم بیرحمیست
اول امتحان میکند
بعد درس میدهد
با شروع هر صبح فکر کن تازه بدنیا امدی
مهربان باش و دوست بدار
شاید فردائی نباشد!
شاید فردائی باشد!
اما عزیزی نباشد....

[ شنبه بیستم مهر 1392 ] [ 16:44 ] [ آزاده ]

[ ]

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

اینچنین با همه در ساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای

قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای در انداخته ای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

وز میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه

هرکس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه

حافظ در دل تنگت چو فرود اید یار

خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه


+دلم نیومد وبو حذفش کنم...یادش بخیر

+کتاب حافظ هم برام خاطره داره...همه چی برام خاطره داره


[ سه شنبه دوم مهر 1392 ] [ 16:58 ] [ آزاده ]

[ ]

سکوت می کنم

شاید بدانی

پشت این کلمات به ظاهر ساده

دنیا دنیا حرف گذاشته ام

آن هم فقط برای تو

سکوت میکنم

شاید این بار تو

تاوان این دل شکستن و دل بستن را بدهی

سکوت می کنم

مبادا

با حرفهایم بیازارم قلبت را

شاید اینطور بهتر باشد

سکوت می کنم

 با اینکه می دانم

انقدر سرت شلوغ است که حتی این راهم نمیخوانی

فقط امیدوارم معنای سکوتم را بدانی

[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 16:36 ] [ آزاده ]

[ ]

این نامه را در قطار بخوان

باز کردی اگر چمدانت را

دنبال خاطه هایی نگرد که هرگز نمیخواستی از تو جدا شوند

انها را من برداشتم تا سنگین نشود بار تو

و جاباشد برای خاطرات جدیدت

برای من

این چمدان کوچک و این راه دراز هم می تواند

بهانه فردا شود...

[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 16:30 ] [ آزاده ]

[ ]

باورت بشود یانه

روزی می رسد که دلت برای هیچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد

برای نگاه کردنم

خندیدنم

اذیت کردنم

برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی

روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود

می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد...!!!

[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 16:27 ] [ آزاده ]

[ ]

دلم یه خواب ابدی میخواد

میدونم

فقط و فقط

با این خواب به ارامش می رسم

دیگه نه کنج خلوت و گریه یواشکی

نه گوش دادن به اهنگهای دوست داشتنی

و نه هیچ چیز دیگه

ارومم نمیکنه

من

فقط و فقط

اغوش گرم خودتو میخوام خداااااااااااا

میشنوی خدا

میشنوی؟؟؟

من فقط خودتو میخوام

دستمو بگیر


[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 16:13 ] [ آزاده ]

[ ]

همیشه

حرف هایی هست برای نگفتن

همیشه

 بغض هایی هست برای همیشه

همیشه

یاد کسانی تورا یاد اشکهایت می اندازند

همیشه

برای من همیشه

یاد تو مرا به طوفان می کشاند

با عشقت

اوج میگیرم

و با خاطراتت

اشک میریزم

همیشه

تو برای من همیشه ای...!

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ] [ 19:55 ] [ آزاده ]

[ ]


عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا


یک ماه تمام میهمانت بودیم

 یک روزه به مهمانی این خانه بیا

[ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 ] [ 16:17 ] [ آزاده ]

[ ]

برای من از واژه های مهربان بگو

تا دستانم را به ابر پیوند بزنم

و تمام خستگی هایم را

به باران هدیه دهم

[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 14:18 ] [ آزاده ]

[ ]

اگه عاشق یه نفری واسه خوشگلیش

این عشق نیست: هوسه!

اگه عاشق یه نفری واسه پر انرژی بودنش

این عشق نیست حس تحسینه!

اگه عاشق یه نفری واسه اینکه همیشه کمکت می کنه!

این عشق نیست بلکه حس تشکره

ولی...

وقتی عاشق یه نفری و نمی دونی واسه چی؟

عاشقشی...

این عشق واقعیه!!!

[ پنجشنبه سوم مرداد 1392 ] [ 14:14 ] [ آزاده ]

[ ]

بی تو

چشم دیدن

چیزهایی را که

با تو دیده ام

را ندارم


[ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 ] [ 22:17 ] [ آزاده ]

[ ]

دیروز تو گذشت

دیشب تو گذشت

امروز تو گذشت

                آیا در میان اینهمه گذشت

                                    توهم میگذری؟!

دکتر شریعتی

[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 21:33 ] [ آزاده ]

[ ]

زندگی یعنی همین لبخند تو

عشق یعنی یک نفر مانند تو

مرحبا برعشق, تفسیرش توئی

آفرین بر آسمان,ماهش توئی

[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 21:32 ] [ آزاده ]

[ ]

خدا انشالله سایه همه مادرا رو بالا سر بچه هاشون نگهداره.همینطور مامان مامان زحمتکش منو.مامان دستاتو میبوسم.خدا همه مادران تو خاکم رحمت کنه. این شعر خیلی زیبا از استاد شهریاره من که خیلی خوشم اومد و اشک انداخت تو چشمام امیدوارم شماهم لذت ببرید.

هر روز مي گذشت از ين زير پله ها

آهسته تا به هم نزند خواب ناز من

امروز هم گذشت

در باز و بسته شد

با پشت خم از اين بغل كوچه مي رود

چادر نماز فلفلي انداخته به سر

كفش چروك خورده و جوراب وصله دار

او فكر بچه هاست
.
..
...

باز آمدم به خانه چه حالي نگفتني

ديدم نشسته مثل هميشه كنار حوض

پيراهن پليد مرا باز شسته بود

انگار خنده كرد ولي دلشكسته بود

بردي مرا به خاك سپردي و آمدي

تنها نمي گذارمت اي بينوا پسر

مي خواستم به خنده در آيم ز اشتباه

اما خيال بود

اي واي مادرم

[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 12:0 ] [ آزاده ]

[ ]

بی تو

با خاطراتت

دنیا دنیا

اشک خواهم ریخت

شاید

خودت نیز با یادت

به دنیای خاطراتم برگردی

[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 11:26 ] [ آزاده ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه